۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

به بهانه روز خبرنگار




براي خبرنگار دربند پان ايرانيست
نوشته از:س.ا

آنگاه كه كشتزارهاي حاصلخيز نيشكر هفت تپه مورد بي توجهي دولتمردان واقع گرديد ، آنگاه كه چرخ دنده هاي كارخانه ي عظيم نيشكر هفت تپه يكي پس از ديگري از چرخش باز مي ايستاد تا بازار براي هجوم قند و شكر وارداتي داغ شود ، آنگاه كه انبارهاي شكر مالامال از شكرهاي مرغوب داخلي بود كه محروم از عرضه در بازار بودند ، آنگاه كه حقوق كارگران نيشكر هفت تپه ماهها پرداخت نشد و كارگران كارخانه از پي هم اخراج شدند ، آنگاه كه خانواده هاي كارگران نيشكر هفت تپه هر روز طعم گس بيكاري و فقر و نداري را چشيدند و كسي از ستمي كه در سكوت مي كشيدند خبر نداشت ، ابوالفضل عابديني شرنگ هاي اين بيداد را در گوشه اي از ميهنش ، در زادگاهش خوزستان و بر شماري از زحمت كش ترين كارگران ايران زمين برنتافت . ابوالفضل عابديني دستان پلشت مافياي شكر را در گره افكندن بر صنعت و اقتصاد ايران مي ديد . به تاراج رفتن سهم و حق كارگران را از تلاشي كه براي رونق بخشيدن به اقتصاد كشور مي كشيدند را مشاهده مي كرد و با ذهن هوشيارش در پي رهانيدن آنان از بند استبداد بود .ابوالفضل عابديني به فراخور حرفه اش كه خبرنگاري بود و با تكيه بر آرمانهاي وطن پرستانه اش كه اعتقاد و پايبندي به " درك حقيقت ، گفتن حقيقت و پيروي از حقيقت " بود ، در حالي كه هيچ ارگان يا نهاد دولتي فريادرس اين كارگران بي دفاع نبود و صداي اعتراض آنها در گوش هيچ مسوولي زنگ نزد ، او به روش خود دست به كار شد ...از همين رو به تهيه و گزارش خبرهايي از وضعيت كارخانه ، از روند تعطيلي كارخانه و به تعويق افتادن حقوق و مزاياي كارگران ، اخراج كارگران و وضعيت اسفناك معيشتي آنان و ارسال اين گزارش ها به هر سايت خبري – رسانه – شبكه خبري در داخل و خارج از كشور كه امكان انعكاس اين اخبار را براي او فراهم مي كردند ، پرداخت .ابوالفضل عابديني براي تهيه اين گزارش هاي خبري و پوشش كامل خبري اعتصابات كارگران نيشكر هفت تپه با آنان زندگي كرد ، در خانه هاي خالي و پر شرافتشان مهمان شد ، در اعتصابات دوش به دوش كارگران شركت كرد و لحظه به لحظه از فشارهاي مالي و زندگي آنان سوژه هاي خبري ناب ساخت . در نهايت هم همراه كارگراني كه براي رسيدن به حقوقشان چاره اي جز اعتصاب نداشتند بازداشت شد . راهي زندان ، دادگاه ، شكنجه و انفرادي گشت .اعتصابات كارگران نيشكرهفت تپه تنها سوژه ي خبري او نبود .در اعتصابات كارگران شركت اتوبوسراني شركت واحد ، كارخانه كارتن سازي پارس و اعتراضات معلمان همواره در كنار آنها بود . در كنار آنها در اعتصابات شركت مي كرد ، در كنار آنها كتك مي خورد ، توهين مي شنيد و بارها و بارها همراه آنان راهي زندان مي شد و گاه شديدتر از خود اعتراض كنندگان مورد هجوم و تهديد قرار مي گرفت ولي از پاي نمي نشست . از هم سلولي بودن ، تحت فشار قراردادن و تهديد و ارعاب كارگران و معلمان و رانندگان در زندان و خانواده هاي شان در بيرون از زندان براي آنكه دست از خواسته هاي بر حقشان بر كشند ، باز گزارش هايي تهيه مي كرد كه اگرچه پرونده اش را سنگين تر مي ساخت وليكن كورسوي اميدي به روشنايي مي گشود .هر كجا در اين سرزمين حقي از كارگري زيرپا نهاده مي شد ، فرياد حق خواهي آن كارگر در گلوي اين خبرنگار آرمان خواه فريادي مي شد كه در رسانه هاي جهاني پژواكي هزارباره مي يافت . در شرايطي كه رسانه هاي ملي و خبرگزاري هاي ميهني كه بودجه و اعتبارهاي هنگفت از خزانه ي ملت دريافت مي كردند ، با سانسور ، بايكوت و جهت دار كردن اخبار اين اعتصابات از وظيفه ي خود كه صداقت و شرافت در پوشش خبري است سرباز مي زدند ، به ناچار ابوالفضل عابديني به خبرگزاري هاي خارجي رو كرد تا اين فرصت را در اختيارش نهند كه به بازتاب روشن ستمي كه بر ملت ايران مي رود بپردازد . با همين دستاويز وزارت اطلاعات با همكاري قوه قضاييه پرونده هايي از اقدام عليه امنيت ملي ، تشويش اذهان عمومي و معاندت با نظام براي اين خبرنگار متعهد و دلسوز تشكيل داد . اتهاماتي كه اگرچه ابوالفضل عابديني از يكايك آنها تبرئه شد وليكن روزگار جواني اين خبرنگار 28 ساله را در زندان ها و بازداشتگاه هاي شهرهاي مختلف تباه ساخت . جثه ي نحيفش را با بيماري سخت قلبي آشتي داد كه به عقيده ي پزشكان تا هميشه ي بودنش با او خواهد بود .در آخرين باري كه ابوالفضل عابديني در حمله ي شبانه ي 60-50 تن از نيروهاي امنيتي در منزل پدري اش در رامهرمز بازداشت گرديد و دادگاهي كه در بي عدالتخانه هاي دولتي برايش برگزار شد ، به 11 سال حبس تعزيري محكوم گشت . يكي از اين اتهامات ارتباط با رسانه هاي بيگانه عنوان شده است . در حالي كه اساس كار خبر ، بر ارتباط بيشتر و بهتر بنا گرديده ، زمانيكه يك خبرنگار در داخل كشور همه ي راههاي ارتباطي را سد شده مي بيند ، زمانيكه رسانه ي ملي رسالت خود را به بوته فراموشي سپرده و تبليغات چيابوالفضل عابديني از آنجا كه حق طلب بود ، از آنجا كه حقيقت جو بود ، از آنجا كه رسالت خبرنگاري را به شايستگي انجام مي داد ، از آنجا كه خبر را براي آگاهي بخشيدن ، آگاهي را براي بهبود شرايط زيست ملت ايران و بهبود شرايط را براي سازندگي ايران زمين مي خواست به 11 سال حبس محكوم شد .ابوالفضل عابديني خبرنگاري بود كه سوژه هايش را از بطن درد اين ملت ، از دل محروميت ها و رنج هاي كارگران مي جست ، ابوالفضل عابديني خبرنگاري را در قلم زدن و تيتر نوشتن نمي شناخت ، ابوالفضل عابديني زندگي معلمان شريفي كه پرورش فرزندان ايران زمين را بر عهده دارند با حداقل حقوق ، بدون بيمه ، بي هيچ مزايا ، بي هيچ امكانات ، به تصوير مي كشيد . از گچ خوردن هاي آقا معلم پاي تخته سياه با دغدغه ي پرداخت اجاره ي خانه و قسط بانك و قرض هايش شعار سر نمي داد ، قصه نمي سرود ، او كنار آقا معلم مشت گره مي كرد از اين بيداد . او خبرنگاري نبود كه با ميكروفن سراغ رانندگان شركت واحد رود تا از وضعيت كاري شان گزارش تهيه كند . ابوالفضل عابديني براي رفاه رانندگان مبارزه مي كرد . در كنار رانندگان در كابين داغ كاميون همسفرشان مي شد ، ابوالفضل عابديني خبر را براي جنجال خبري نمي خواست ، او گزارش خبري را براي بازگشت رونق به چرخ هاي كارخانه هاي اين سرزمين مي خواست ، براي سرسبزي خاك زرخيز خوزستان . خبرنگاري براي او وسيله بود براي آباداني خاك پاك ايران . براي احقاق حق ملت ايران .و امروز ، همزمان با روز خبرنگار اين خبرنگار ميهن پرست ، اين آزاده ي متعهد و مومن و معتقد به سرفرازي و سربلندي ملت ايران در زندان كارون اهواز در كنار قاچاقچيان ، دزدان و معتادان دوران بازداشت خود را سپري مي كند .امسال روز خبرنگار براي همه ي ايرانيان روزي سيه تر از صد شب بي مهتاب ، بي حضور آزاد خبرنگاران آزاده ايران زمين مي گذرد ! اين شام سياه را با صد اميد به شكوه ايران نور مي بخشيم !

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر