۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

مهندس تقی توکلی


مهندس تقی توکلی جز پنجاه نفر از پایه گذاران مکتب پان ایرانیسم در کنار دکتر هوشنگ طالع در هفت آبان روز کوروش کبیر در سال 1384

اهل قدر شناس و سر افراز تبریز با نام خانواده کبریت ساز توکلی بیش از یک قرن است که آشنایند و خدمات ارزنده آنها را همیشه ارج نهاده و قدر دانسته اند و می دانند . بزرگ خاندان این طایفه جلیل القدر مرحوم حاج آقا بن حاج محمد ایروانی المسکن تبریزی الاصل مستغنی از تعریف و تمجید می باشند . حاج آقا در دوران صباوت خود پیشه تجارت برگزیده و به کشورهای همجوار رفت و آمد کرده و خیلی چیزها از آنها یاد گرفته و این سوقاتی ها را به ارمغان برای شهر و دیارشان می آوردند . تجارت نفت ؛ قند و شکر و کبریت عمده محصولات خرید فروش و مورد علاقه ایشان بودند . آن مرحوم که بحق یک متفکر، مبتکر و میهن پرست بود در آن وانفسا به سال 1297 شمسی در شهر بزرگی چون تبریز اقدام به احداث کارخانه ای به بزرگی کبریت توکلی نموده که اکنون با گذشت حدود 90 سال همچنان در خدمت صنعت کشورمان تللو می کند . از عام المنفعه بودن این کارخانه همین بس که در سالهای 1318 -1319 جمع کارکنان کارخانه کبریت ساز بالغ بر 900 نفر می رسید که نصف آنها مرد و نصف دیگر زن بودند که پایا – پای هم مشغول بودند . به غیر از افتخار تاسیس یاد شده ،آن مرحوم در سال 1328 شمسی اولین کارخانه برق خصوصی را نیز در تبریز احداث و سندی دیگر بر افتخارات خود می افزایند. در جنب این کارخانه های عظیم یعنی کبریت سازی و برق خصوصی در سال 1342 کارخانه نئوپان نیز که از ضایعات کبریت تهیه می شد تاسیس و به دنبال آن کارخانه ای دیگر یعنی فورمیکا سازی احداث و در صنعت آذربایجان جان گرفت که بعد ها به تدریج نئوپانهای روکش دار نیز به این مجموعه افزوده شدند . دستگاههای این کارخانه های جدید التاسیس از کشور های آلمان شرقی ؛ غربی و یوگسلاوی خریداری و مورد استفاده قرار می گرفتند .
خانواده توکلی ؛ خانواده ای کثیر اولاد بودند . یعنی با احتساب پدر و مادر 9 نفر بودند ( دو دختر و پنج پسر- حاج مقصود ، حاج نقی ؛ حاج مصطفی؛ حاج اسدا... و مهندس تقی توکلی ) که با مدیریت و درایت همچنین تربیت صحیح و اصولی این پیر فرتوت سبب شد که همگی آنها به نائلیت ها و پیشرفتهای قابل توجهی دست یابند که همگی در صنعت این خطه ی معارف پرور و صنعتی تاثیر گذار شده است . آخرین فرزند ذکور این خانواده صنعتگر و با ذوق کسی نبود الا تقی کوچولوی آن روزی و مهندس تقی توکلی امروزه که مشتهر به پدر صنعت نوین آذربایجان نایل گردیده اند . ایشان به تاریخ 10/10/1310 در این خاک پاک یعنی تبریز قدم به عرصه ی حیات گذاشته و در دامان چنان پدری پاک فطرت و مادری نجیب تربیت یافته و در 6 سالگی به همراه اطفال آن عهد به مدارس قدیمی راه یافته و شروع به تلمذ می نمایند.چندی طول نمی کشد که استعداد این فرزند زبانزد گشته و به سفارش بعضی از بزرگان طایفه و محل به دبیرستان البرز تهران که در آن زمان زبانزد بود راه یافته و طی مدارج می نمایند .سپس بعد از اخذ دیپلم جهت تکمیل معلومات به آمریکا رفته و پس از پنج سال تلاش و تقلا و تحصیل در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه نپراسکای آمریکا ماذون گردیده و بعلت گرفتاری های روز مره و فوت پدر( متوفی 1337 و مدفون در قم ) که در واقع رشته الفت آنها به مرید و مرادی رسیده بود از هم گسسته و به وطن مراجعه نموده ؛ مجددا به دنبال کسب علم و دانش ، راهی وادی بی کران صنعت میشوند .
مهندس تقی توکلی در سال 1340 به افتخار دیگری نایل می شوند . آن افتخار وصلت با خانواده ای بود که تاریخ آذربایجان به وجود و بودن نام آنها همیشه افتخار داشته و دارد . آن خانواده محترم عبارت بودند از خانواده ثقه الاسلام که منسوب به شهید نیکنام ثقه الاسلام شهید بودند . ثمره این ازدواج موفق اکنون سه فرزند ذکور و یک دختر می باشند با نامهای علی ، حسن ؛ حسین و دل آرا که همگی تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی دارند . مادر این فرزندان نیز که ذکرش گذشت دانشگاهی بوده و در رشته ادبیات متخصص بوده و در جنب این رشته دل انگیز به نقاشی عشق می ورزند و شوهر وفادارش نیز یکی از کارهای هنری این بانوی هنرمند را به جهت قدر شناسی در اتاق کارش نصب العین نموده است .
بیشتر آذربایجانیان عمده کار مهم ایشان را همانا احداث کارخانه ماشین سازی تبریز می دانند که در سال 1345 در منطقه غرب تبریز احداث و سالهاست که در ناصیه ی صنعت آذربایجان همچون دیهیمی سرمدی می درخشد . از بدو تاسیس این کارخانه مادر در شهر تبریز صدها نفر بیکار و متخصص جذب بازار کار شده و تحولی عجیب در منطقه و کشور به وجود آورد که امروزه نیز ثمرات مفید آن را خود شاهد هستیم . اکثریت کارخانه های ریز و درشت و نیز کارخانه های همجوار مانند نساجی ؛ پمپ ایران ؛ صانع ( هاکسیران ) ؛ موتوژن ؛ ایدم ؛ ریخته گری ماشین سازی تبریز ؛ کمپرسورسازی ( کمپیدرو ) شرکت گسترش صنایع ریلی و ... نیز همگی منشعب از این کارخانه هستند که صدها خانواده آبرومند از این سفره پهن شده عریض و تطویل متنعم می شوند و خواهند شد . مدت مدیریت عاملی معظم در ماشین سازی تبریز 9 سال بود . یعنی از سال 1345 الی 1354 شمسی .
ایشان در کابینه جمشید آموزگار بعنوان وزیر نیرو 20 ماه صادقانه در خدمت جامعه بودند ولی پس از وقوع جریانهای انقلابی استعفا داده که استعفای ایشان نیز مورد قبول واقع می گردد . جالب است بدانیم که این وزیر کار گشته در مدت 20 ماه خدمت دیناری دریافت نکرده اند.
مهندس توکلی که به حق پدر صنعت نوین آذربایجانند اکنون با کوله باری از تجربه در کنار فرزندان خود بعنوان ریش سفید در کارخانه ی خودشان مشغول گذران زندگی هستند । امید می رود که فرزند برومند آذربایجان همچنان که مصدر خدمات زیاده شده اند باز نیز باشند و مانیز کماکان افتخارش را داشته باشیم .



تصاویر بالا متعلق است به کبریت توکلی بزرگترین تولید کننده کبریت ایران و خاورمیانه. در حالی که می توان سود سرشاری از تبلیغات تجاری پشت قوطی کبریت ها استفاده به دست آورد خاندان میهن دوست توکلی ترجیح داده اند نام زیبای خلیج همیشه فارس و جزایر همیشه ایرانی خلیج فارس را بر پشت کبریت های تولید شده به ایرانیان یاد آوری کنند.

همچنین بخوانید:

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

انتقال دو زندانی پان ایرانیست به بند امنیتی 209 زندان اوین


خبرگزاری هرانا – دو زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین از بند مذکور خارج و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا از تهران، شاهین زینعلی و ابوالفضل عابدینی دو زندان محبوس در بند ۳۵۰ روز گذشته از بند خارج و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شدند.
علت انتقال این دو زندانی به بند ۲۰۹ از سوی ماموران وزارت اطلاعات اعلام نشده است.
ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار و فعال حقوق بشری که به اتهام عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و حزب پان ایرانیست و ارتباط با دول متخاصم به 12 سال حبس تعزیری محکوم شده است.
شاهین زینعلی نیز از کنشگران سیاسی دانشجوی محروم از تحصیل، از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات است که در پی محکومیت ۲ سال و ۹۱ روزه خود به اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام از دی ماه سال گذشته تا کنون در زندان اوین به سر می برد.

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

ویزه نامه صوتی سالروز رهایی آذربایجان و روز گریز اهریمن


کابینه پیشه وری زیر عکس استالین رهبر شوروی!

هم میهن

پس ازوقایع دردناک شهریور 1320 ارتش سرخ شوروی به رهبری استالین کمونیست ناجوانمرانه پای تجاوز به خاک پاک بخش وسیعی از آذربایجان و برخی نواحی همجوارگذارد। پس از این تجاوز ناجوانمردانه در شرایطی که ارتش ایران در محاصره کامل نیروهای متفقین بود،عوامل این سرکارگر سابق وقسی القلب (استالین) با خدعه و نیرنگ تولید حزب دموکرات! به سر سپرده گی یک خود فروش مغزی و وطن فروش عقده ای به نام پیشه وری تلاش کردند که با ملی نشان دادن این اشغال بیشرمانه، آذربایجان استوار را به اردوگاه دیکتاتوری کمونیستها پیشکش نمایند!

بدین ترتیب مردم مظلوم ولی قهرمان آذربایجان به پا خاستند و ضمن مقاومت در مقابل قوای اشغالگر در مقابل خصم جانانه ایستادند، بطوریکه پادشاه وقت ایران محمد رضا شاه پهلوی با پشتیوانه مردم آذربایجان وبه نماینده گی از طرف همه میهن دوستان به فرستاده گان استالین پیغام دادند،«حتی اگردستانم را قطع کنید سند جدایی آذربایجان را امضاء نخواهم کرد!»

از اینروی با مقاومت مردم دلاور آذربایجان در مقابل قوای اشغالگر و مزدوران حزب دموکرات و اقدامات ارتش ایران نظیر انفجار پل رودخانه زنجان جهت جلو گیری از یورش متجاوزین به قزوین و تهران! و در نهایت توافقنامه نخست وزیر وقت قوام السلطنه جهت خروج ارتش سرخ متجاوز، راه نجات آذربایجان بازشد. سر انجام در 21 آذر 1325 ارتش شاهنشاهی ایران دلاورانه وارد تبریز شده و به یاری اهالی آذربایجان، خیانتکاران به ملت را پس از یک نبرد میهن پرستانه و سهمگین بازداشت نمود و سرزمین پر مهر آذربایجان و مردم به اسارت گرفته آن سامان رااز تجاوز بیگانگان و وطن فروشان نجات داد. مردم آذربایجان سرمست از آزادی پس از 5 سال جدایی از مام میهن و مقاومت و مبارزه با اشغالگران ارتش سرخ و وطن فروشان محلی همراه با سایر مناطق ایران به جشن و پایکوبی پرداختند. به فرخنده گی این روز نجات ملی، هر نوزادی که در این روز بدنیا میاید چه دختر و چه پسر بنام آذر خوانده میشود. باشد تا یادبود روز نجات آذربایجان برای همیشه در مغز و قلب ما نقش بندد



خاطرات دکتر پیرنیا از آزاد سازی آذربایجان

گفتگوی تلفنی دکتر هوشنگ طالع با نصرت الله جهانشاهلو معاون پیشه وری در زمان اشغال آذربایجان


صحبت های استاد شهریار پیرامون آذربایجان (با کیفیت عالی)


صحبت های استاد شهریار در مورد آذربایجان (حجم کم)

صحبت ها و اعتراض نواده ستارخان سردار ملی به مشتی اراذل و اوباش در رادیو آزادگان

صحبت های دکتر علی بهزادی پیرامون نقش قوام السلطنه در آزاد سازی آذربایجان


ترانه آذرآبادگان من با صدای داریوش اقبالی


گفتگوی دکتر حمید احمدی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران با صدای آمریکا در مورد آزاد سازی آذربایجان

سخنرانی شادروان سرور علی زرینه باف در دفتر سابق حزب پیرامون رخداد بیست و یک آذر و رهایی آذربایجان

۱۳۹۰ آذر ۱۹, شنبه

سخنرانی شادروان سرور علی زرینه باف


حاکمیت ملت شماره ۱۰۵ - نوشتار ذیل، متن سخنرانی سرور گرانقدر علی زرینه باف، از وکلای میهن پرست دادگستری،در سالگرد ۲۱ آذر (روز گریز اهریمن) در دفتر حزب پان ایرانیست می باشد। بدون تردید تلاش های ایشان در دانشگاه تهران در راستای ملی شدن صنعت نفت و همچنین مبارزات ایشان در جریان رخدادهای آذربایجان (۱۳۲۴-۱۳۲۵) هیچ گاه از خاطر میهن پرستان نخواهد رفت حاکمیت ملت ضمن آرزوی شادکامی و سلامتی برای این مبارز آذربایجانی، به درج سخنرانی ایشان در این شماره می پردازد

خانم ها، آقایان، دوستان و سروران عزیز

سالروز درخشان ۲۱ آذر ۱۳۲۵ را که به حق روز گریز اهریمن نام گذاری شده است، به همه سروران عزیز تبریک می گوییم. البته به طوری که استحضار دارید، علاوه بر جشن ۲۱ آذر و روز آذربایجان، امروز شصت و پپنجمین سالگرد صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز می باشد که این مناسبت را نیز به همه ایرانیان عزیز تبریک می گویم. جنگ بین الملل دوم با تمام ویرانگری هایی که منجر به قتل ده ها میلیون نفر شد و اروپای با عظمت و زیبا و تاریخی را با خاک یکسان نمود، تنها این ودیعه را برای بشریت و ملت ها عرضه نمود. اینکه تمامی انسان ها باید از حقوق طبیعی و اساسی برخوردار شوند. از جمله آزادی عدالت، آزادی مسافرت، آزادی کار، آزادی اندیشه و آزادی برای تمام مواردی که لازمه زندگی امروز بشر می باشد. البته این را باید در نظر داشته باشیم که علیرغم تمام تلاش هایی که در ظرف پنجاه سال گذشته برای استقرار نظامی مبتنی بر حقوق بشر در جهان انجام شده است، هنوز هم اندر خم یک کوچه ایم. هنوز هم آنهایی که با خیره درونیة جز به مطامع و هدف های مادی خود می اندیشند، کم ترین اجازه ای به بشریت برای برخورداری از حقوق اساسی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر پیش بینی شده، نمی دهند. درست است که در سا ۱۳۲۵ آذربایجانی ها با چنگال و ناخن از سرزمین خود دفاع کردند و اجازه ندادند ه آذربایجان تحت سلطه دیگران قرار بگیرد، درست است که ما در ۲۱ آذر ۱۳۲۵ آذربایجان را به دامان میهن بازگرداندیم،ولی آن سیاست ها و عواملی که می خواستند آذربایجان را تجزیه کنند، هنوز دست اندرکارند و با قدرت تمام برنامه های خودشان را دنبال می کنند. اگر دیروز ما در برابر تجزیه آذربایجان قرار گرفته بودیم، امروز آذربایجان های متعدد داریم. ۵۰درصد از دریای مازندران حق ملت ما بوده که می خواهند آن را با حیله و تزویر از چنگ ما بیرون بیاورند، بحرین را نیز با حیله و نیرنگ و خیانت از چنگ م بیرون آوردند. اکنون نیز چشم طمع بر جزایر سه گانه ایرانی در خلیج فارس دوخته اند در حالی که جزایر سه گانه تنب بزرگ،تنب کوچک و ابوموسی جز سرزمین های اصلی میهن عزیز ما هستند. ده ها سال است که از خلیج فارس صحبت می کنیم، اما چه بگویم که باید به جای اشک از چشم هایمان خون بریزد، سرپرستان ادعایی این مملکت داوطلبانه می روند و در زیر تابلوی خلیج العربی می نشینند به که باید گفت؟ به کجا شکایت باید برد؟ به هر حال:

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقت دگر

امروز به نام آذربایجان و روز گریز اهریمن نامیده شده است و لازم است برای تجدید خاطرات آن سال ها مطالبی را بیان کنم. ما در سنین ۱۸ و ۱۹ سالگی بودیم که متفقین از شمال و جنوب و شرق و غرب کشور و از آسمان و زمین، ایران عزیز ما را مورد یورش و تجاوز قرار دادند. این واقعه خیلی برای ما دردناک بود چون در آینه ذهنمان همیشه ایرانی را ترسیم کرده بودند که دو سوم دنیای روزگاران قدیم را زیر سلطه خود داشت و به مردم جهان درس زندگی می آموخت. حقوق بشری که به آن اشاره کردم و عده ای گمان می کنند که کوروش بزرگ،شاهنشاه ایرن زمین، اولین واضع آن بوده، صدها و بلکه هزارا سال قبل از کوروش بزرگ توسط زرتشت، پیامبر ایرانی و آذری به بشریت ارائه شده است. زرتشت به بشریت اعلام کرده که دنبال راستی و درستی بروید و پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک را در پیش بگیرید که این شعادت ابدی برای نوع بشر است. بنابراین ما ملت کوچک و پیش پا افتاده ای نبوده و نیستیم. ما مردان بزرگ، پیامبران، اندیشمندان و سخنورانی داشته ایم که همگی آنان حقوق بشر را برای ایرانیان و جهانیان تاکید، تایید و تثبیت کرده اند. این بیان معروف سعدی را بعد از جنگ بین الملل اول، در سازمان ملل متحد قبلی در سوئیس به خط زیبایی آراستند”

بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنت دیگران بی غمی

نشاید که نامت نهند آدمی

واقعا چگونه می توانیم به این مردان بزرگ بنازیم وقتی که این همه زیبایی را با جدال های قومی و قبیله تلخ و کدر کنیم؟ شما اگر به تاریخ ادبیات فارسی بنگرید، می بینید که بهترین غزلیات، بهترین قصاید و بهترین اشعار فارسی را از دوران قطران تبریزی بدین سو شعرای آذری به رشته تحریر درآوردند و سروده اند. اگر مردمان امروز از سروده های شعرای آذربایجان چیزی نشنیده باشند، حداقل با قصیده معروف ایوان مدائن خاقانی آشنا هستند شما هرگز نخواهید توانست نظیر این قصیده خاقانی شروانی را پیدا کنید:

هان ای دل عبرت بین، از دیده نظر کن هان

ایوان مدائن را، آیینه عبرت دان

در ظرف مدت این هزار و چند صد سال، مجموعه اشعار ترکی که در آذربایجان سروده شده شاید به هزار بیت هم نرسد که بیشتر آن هم نوحه بوده است؛ این ها هم برای بیان احساسات و تعصبات عزاداری و فهم بهتر توده مردم به زبان ترکی آذری سروده شده است. اما هزاران برابر این اشعار توسط شاعران آذری به زبان فارسی سروده شده است. شیخ محمود شبستری شعرهای جالبی در عالم عرفان سروده است، البته به زبان فارسی، نظامی گنجوی سروده های نغزی به زبان پارسی گفته است؛ همچنین شهریار در دوران معاصر. من روزی در قفقاز به سیاسیون آنجا گفتم که اینقدر تلاش یهوده نکنید. از شاعران شما کدام یک شعری به زبان ترکی آذری سروده است؟ حتی اگر صد بیت شعر ترکی آذری سروده،هزار بیت به فارسی گفته است. در قبال این مسائل بهانه به دست بیگانگاه ندهید؛ آذربایجانی ها فقط می خواهند هویت خود را حفظ کنند.

لنین بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی، بعد از اعلام بطلان قراردادهای گلستان و ترکمنچای، به سیترین، سفیر شوروی در ایران ماموریت داد تا به حکومتسالاران ایرانی بگوید: ما قراردادها را لغو کردیم؛ شما برای دستیابی به اراضی از دست رفته تان د دوران تزاریسم، از حقوق خودتان در ورسای دفاع کنید. منتها بیگانه پرستان ااجازه استفاده از این فرصت را به ما ندادند.

درود بر زنان و مردان میهن پرست؛ درود بر جوانان میهن پرست! بر آنهایی که لباس پان ایرانیسم پوشیده اند و به خاطر مملکت آماده هد نوع جانفشانی هستند.

پاینده ایران


پینوشت:

گرامی باد یاد و خاطره سرور علی زرینه باف




۱۳۹۰ آذر ۱۶, چهارشنبه

جمع آوری امضا در محکومیت سامان آریامن دانشجوی بازداشتی


بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اهواز در روز ۱۶ آذر که روز دانشجو نام گرفته است بیانیه ای در محکومیت یکی از دانشجویان این دانشگاه به نام سامان آریامن صادر کرده و مشغول جمع آوری امضا از دانشجویان و اساتید این دانشگاه است। سامان آریامن دانشجوی رشته علوم سیاسی، بنا به اقتضای رشته اش، در دانشگاه مباحث سیاسی داشته و به دلیل عقاید وی و سخنانش، بعضی ازاستادان و دانشجویان تندرو که دارای گرایشات قومی و تجزیه طلبانه بودند باوی درگیری لفظی داشتند و وی را تهدید به برخورد کرده بودند।این نامه متعاقب آن منتشر شده است که ماموران اداره اطلاعات خوزستان این دانشجو رایکماه پیش در تاریخ ۱۷ آبانماه در منزل مسکونی خود در اهواز بازداشت کرده و تاکنون خبری از وضعیت او در دسترس نیست। خانواده آریامن به ستاد خبری اداره اطلاعات هم مراجعه کرده اند، ولی به آنها درباره علت دستگیری فرزندشان و اتهامات او پاسخی داده نشده است।آریامن از دانشجویان عضو حزب پان ایرانیست می باشد که چند سال قبل هم به خاطر فعالیت های سیاسی و انتشار نشریه ای درباره مسایل ملی در خوزستان توسط اداره اطلاعات احضار و بازداشت شده بود.یکی دیگر از دانشجویان عضو حزب پان ایرانیست به نام شاهین زینعلی نیز در بند۳۵۰ زدان اوین دوران محکومیت خود را می گذراند.

دانشجویان پیشروان جنبش آگاهی بخش ملی


سازمان جوانان حزب پان ایرانیست فرا رسیدن روز دانشجو را به همه ی دانشجویان ، بویژه دانشجویان دربند شادباش می گوید.امروز به اذعان بسیاری از آگاهان ، دانشجویان دربند ، زندان را به محیطی آموزشی ومحلی برای اندیشیدن به ایران مبدل کرده اند. وجود ارزشمند آنها در هر حوزه ای از جامعه و درهر محل و محیطی مغتنم و اسباب خیر و شکوه ایران است.

هم میهنان و دانشجویان گرامی

همان گونه که خود به خوبی می دانید سالهای اخیربرگزاری مراسم روز دانشجو وهر نوع تجمع و گردهم آیی غیر دولتی دشوارتر و شرایط عمومی نامناسب تر از هر زمانی شده است. این امر بهایی می باشد که دانشگاه و دانشجویان بعنوان بخش پیشروی جامعه بدلیل مقاومت مدنی خود پرداخت می کنند و دیریست که با حضور آگاهانه اجازه ی گسترش و غلبه ی بی قید و شرط استبداد را درحوزه ی عمل و نظر به تمامیت خواهان خانه بربادده نمی دهند.
نهاد آموزش نوین ملی با ظهور دارالفنون و سپس راه اندازی مدارس به همت آزادیخواهان ، جلوه ای بود از منطقی تاریخی که سمت و سوی آن کوشش در راستای تعلیم و تربیت فرزندانی مسوول در قبال سرنوشت میهن و ملتشان بود.از همان سالها خراب کردن و کندن بنیاد مدارس و جلوگیری از گسترش آموزش همگانی و تعلیم و تربیت ملی به سنت و وظیفه ی مقدس گروهی تبدیل شد که از برچیده شدن بساط کهنه خویش هراسناک بودند .اما پایداری هایی که با روح زمان آبیاری می شد بر این مصایب چیره آمدند.
امروز هم با جلوه ای دگر همان مبارزه ها و مقاومت ها جاریست ، و ضرورت آن فزونی یافته و بود و نبود موجودیتمان به این نوع از مبارزات بستگی دارد. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با ارج نهادن به این مبارزات تاریخی دست همه ی دانشجویان آزاده و آگاه را برای ادامه ی این مبارزات به گرمی و صمیمانه می فشارد و از این عزیزان برای پیوستن به صفوف مبارزاتی پان ایرانیستی دعوت به عمل می آورد.
در ادامه ، موارد مهم بیانیه ی تحلیلی سال پیش از آن جهت که وجوه تحلیلی و خط مشی مبارزاتی مندرج در آن به اعتبار خود باقیست مجددا منتشر می شود :
مبارزه ی دانشجویان در این شرایط که کشور ما در آن به سر می برد مبارزه ای ملی و واجد دو وجه است . یک وجه آن صنفی و وجه دیگر شامل دغدغه ها ی عمومی و مطالبات ملی و دموکراتیک می باشد.متناسب با این دو وجه به نظر ما مبارزات دانشجویی می باید دو رخ داشته باشد:
الف- امور صنفی ، وجهی از مبارزه دانشجویان :
۱-هدف از تاسیس دانشگاه و نظام آموزشی فراگیر و منسجم، تولید دانش و آموزش مهارت بوده که کارکرد جامعه پذیری با عنایت بر هشیاری ملی و اجتماعی در آن مستتر می باشد. جامعه ، جهت حرکت در مسیر درخشندگی و توسعه نیازمند دانش در بعد علوم کاربردی و فنی (طبیعی) و نیز علوم انسانی است. توسعه بدون بنیان های نظری صحیح ممکن نیست و این مهم امری نیست که توسط بخش نامه یا قالب های رسمی که مهر تایید قدرت و حکومت بر آن خورده باشد ، تحقق یابد . علی رغم فقر نظری شدید در شاخه علوم انسانی ، متاسفانه شاهد حمله سازمان یافته اهالی قدرت به این حوزه ی دانش هستیم. امروز برای فلسفه ، مباحث نظری در حوزه هایی مانند تاریخ ، جامعه شناسی ،علوم سیاسی و… لباسی از پیش دوخته شده مهیا گشته تا با فشار و ضرب و زور بر قامت عقل آزاد و تعقل ناظر بر شرایط جامعه پوشانده شود . طبیعتا مقابله با این فرآیند یک مقاومت علمی و آگاهانه را می طلبد که تنها دانشگاه عرصه آن نمی تواند باشد بلکه ضروری است در جامعه و خارج از دانشگاه بصورت آگاهانه به منزله حوزه ای از دانشگاه ، فضای خردورزی را بسط دهند و صیانت کنند تا مجالی برای گردهم آیی اهالی علم در آغوش جامعه فراهم شود و دانشجویان در دانشگاه ها لازم است بصورت علمی به مقابله با یورش به ساحت علوم نظری بپردازند وهمزمان استادان خود را به تاسیس کرسی های علمی خارج از دانشگاه ،”در خانه ها و دیگر جاها” اعم از عینی یا مجازی ترغیب کنند.
۲- امروزه عمده ای از دانشجویان مستعد به سختی و با کوشش شبانه روزی به دانشگاه معتبر دولتی با ظرفیت بسیار پایین راه می یابند و مابقی در دانشگاه های پولی معتبر و یا غیر معتبر به تحصیل می پردازند.هزینه ی دانشگاه ها بسیار سنگین است و اغلب دانشجویان نگران شهریه های خود هستند. وضعیت خوابگاه – در صورت وجود- اغلب نامناسب و اجاره بهای مسکن در بیرون دانشگاه کمر شکن و کیفیت تغذیه اسف بار و قیمت مواد غذایی در بازار بسیار گران.متاسفانه با راه افتادن سازمان “تولید مدرک” به جای ” تولید دانش” کیفیت علمی دانشگاه ها تحلیل رفته و این در حالی است که وضعیت بازار کار برای فارغ التحصیلان بحرانی و مدت طولانی نظام مقدس سربازی فاقد برنامه ،عمر بر باد ده است ، و دست مزدها نسبت به هزینه زندگی و انتظارات ، بسیار اندک و توازنی غیر قابل پذیرش میان توزیع ثروت و توزیع دانش برقرار است. غلبه بر همه ی این کاستی ها و دست کم اعتراض بر آن ، یک سازماندهی دقیق مبتنی بر خط مشی صنفی با عنایت به ظرفیت های حقوقی می طلبد .بدیهی است که مدیریت انحصاری و سیاسی امنیتی حاکم بر محیط های علمی خواهد کوشید این اعتراضات و کوشش ها را با علایم و مفاهیم امنیتی توضیح دهد تا به جای ورود به مباحث منطقی و علمی با تکیه بر اهرم های قدرت امنیتی به پرسش ها پاسخ دهد، لذا این کوشش ها باید با تشکل دادن خود و حفظ چارچوبهای صنفی و ایجاد ظرفیت رسانه ای ،همکاری تعریف شده و ارگانیک با سازمان های حقوقی مستقل برقرار کنند.
ب:مبارزه ی عمومی و شبکه ی هشیاری ملی.
مسیر تاریخی ، ما را بسمت حاکمیت ملت و اراده ی ملی رسانده است و آئین حکمرانی تغییری ماهوی یافته و امور پیچیده ی ملی و انسانی امروز این سرزمین جز با دخالت موثر و مسوولانه ملی افراد جامعه تدبیر نخواهد شد. و این در حالیست که فرآیند تصغیر ، سعی در زدایش شان سیاسی و فاعلیت در صحنه ی سیاسی از اهالی این سرزمین دارد ،اگر چه در ظاهر آهوگردانی می شود تا با تکیه بر برخی ظواهر امراین فرایند از انظار عمومی پنهان شود.جامعه ایرانی بطور عام و جامعه ی دانشگاهی و دانشجویان بصورت خاص سالهاست که هزینه ی سنگین حرکت در مسیر آزادی و صیانت از اراده ی ملی و شان و فاعلیت سیاسی جامعه را پرداخت کرده اند، بویژه آنکه ” جامعه مدنی” و نهادهای موثر چونان احزاب بدلیل فشارهای امنیتی توان سازماندهی قدرتمند و منسجم را ندارند و از آنجائیکه دانشگاه محلی است که اجتماعی کوچک بصورت طبیعی درآن میسر می شود ، مبارزه ی دانشجویی بیشتر نمود یافته و هزینه های سنگین نیز پرداخته شده است.ستاره دار شدن دانشجویان فعال ، زندان ، حمله به کوی دانشگاه و… از جمله موارد این هزینه ها بوده است.
در این شرایط که انسداد سیاسی شدت یافته و سایه ی فضای امنیتی بر کل کشور سنگین تر شده است، روزنامه ها ی نیمه مستقل زیر تیغ سانسور می باشند و احزاب در پی دخالت ها ، دستکاری ها و سرکوب امنیتی آسیب های جانکاه دیده اند و فضای مجازی مستقل با سد فیلترینگ مواجه است، دانشجویان می توانند شبکه ی آگاهی ملی را تقویت و کارآمد سازند .
این شبکه ی هشیاری ملی مسیر مطالبات جامعه را روشن و درهدایت پتانسیل احساسی بالای جامعه موثر خواهد بود.دانشجویان با برگزیدن طریقه ای از زندگی که مردم در مراجعه به آنها بتوانند سازمان و ساختار اجتماعی را ارتقاء بخشند و با عمومیت بخشیدن به ارزش هایی که ضامن خیر جامعه و نیاز امروز است در اصلاح وضع اجتماعی نقشی موثر ایفاء کنند.
گسترش شبکه ی آگاهی و هشیاری ملی ، مبارزه اجتماعی هدفمند و سرنوشت سازی است که علی رغم همه ی سختی و دشواری ها از این مرحله باید بگذریم .
در این مبارزه ی بزرگ عالیترین درجات احترام قلبی خود را به آزادگان و مبارزان شکوه و شوکت ملی تقدیم می داریم و خود را در کنار همه آنها می دانیم.

پاینده ایران

سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

هشدار سه فعال سیاسی: حمله نظامی به ایران، بهانه سرکوب داخلی را فراهم می کند


شاهین زینعلی،ابوالفضل عابدینی از فعالان پان ایرانیست و حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس ِ محبوس در زندان اوین، قویا هشدار دادند که “حمله نظامی به تاسیسات وزیرساخت‌های ملی، مشکلات فراوانی برای کشور و مردم بوجود می‌آورد که این امر به نوبه خود بر روابط ملت ایران، که خواستار تعامل هرچه بیشتر با جهان آزاد هستند، با کشورهای حمله کننده تأثیرگذار خواهد بود.”

متن این بیانیه به شرح زیر است:

اکنون که دراین برهه از زمان سیر وقایع داخلى وفشار بى امان حاکمیت برکنشگران مدنى، سیاسى و فرهنگى، نقض گسترده و سازمان یافته حقوق شهروندان ایرانى و سرکوب معترضان به وضع موجود، جنبش ملى دمکراسى خواهى درایران را به محاق برده، درعرصه بین المللى نیز شاهدیم رفتار بى منطق حاکمیت وعدم مدیریت درست در عرصه سیاست خارجى و تعامل باجامعه جهانى، ایران رابه کشورى منزوى درجهان تبدیل کرده است.

از نقض گسترده حقوق بشر ازسوى حاکمیت درداخل وحمایت ودوستى باسایر دولت هاى ناقض حقوق بشر، وارد شدن دربحران هاى بین المللى براساس سیاست هایى خلاف منافع ملى، بحران گسترده درعرصه سیاست داخلى و حرکت درجهتى که حساسیت کشورهای قدرتمند را بر انگیخت، معجون هفت رنگى شکل گرفته است که نه تنها افکار عمومى جهان را به شدت برعلیه جمهورى اسلامى تحریک کرده، بلکه دست رقباى ایران را براى پیشبرد اهدافشان در منطقه بازگذاشته و فرصتى تاریخى براى آن‌ها فراهم آورده است. اهدافى که با منافع ملى و حقوق تاریخى ما به هیچ عنوان هم خوانى ندارد و حتى تهدیدى براى صلح پایدار در منطقه محسوب مى شود.
حال به این مسایل خطر حمله نظامى را باید افزود. خطری که این روز‌ها بیش از هر زمان دیگری سایه‌اش بر سرمردم ایران سنگینی می‌کند.

ما به عنوان زندانیان سیاسی که به صورت آشکار مورد ستم حاکمیت قرار گرفته و از بسیاری حقوق فردی و اجتماعی خود محروم می‌باشیم، مایلیم از درون زندان نکاتی را نه تنها به هم میهنانمان، که به افکار عمومی جهانیان متذکر شویم و وجدان‌های بیدار انسانی را به گواهی فرا خوانیم.

١-جنبشی که در فردای اعلام نتایج انتخابات در ایران شکل گرفت و جنبش سبز نامیده شد، جنبشی است که از رهگذار رخدادهای گذشته بر مردم در سی واندی سال گذشته، به خصوص چندماه آخر منتهی به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، سربرآورده و هسته اصلی آن را طبقه متوسط جامعه تشکیل داده است। این جنبش پس از طی چندماهی از حیات خود توانست با بکارگیری ابزارهای لازم، حمایت اقشار مختلف اجتماعی را نیز جلب کند. طوری که شاهد بودیم در وقایع روز عاشورای٨٨، و پس از آن، گرز سرکوب بر سر تمامی اقشار اجتماعی در ایران، فرود آمد.

ما ساختار فکری جنبش سبز را از سویی بر اساس سنت‌ها و فرهنگ ملی ایرانیان ارزیابی کرده و از دیگر سو معتقدیم اصلیترین هدف جنبش، دست یابی به نظامی سیاسی _مدنی در ایران است که بر پایه ارزش‌های انسانی و جهانشمول بناشده باشد. نظامی که در وهله نخست بیشترین سعادت و شادمانی را برای شهروندان خود تضمین کرده و آنان را ازحقوق انسانی خود بهره‌مند سازد، وسپس ایران را برای ایفای نقش تاریخی و بین المللی خود در راستای تحقق صلح جهانی، به خصوص در منطقه بحران زده خاورمیانه آماده سازد.

٢-بدیهی می‌دانیم با توجه به نوع و ساختار دولتی که با آن روبروییم و نیز اهداف والای ذکر شده، جنبش مردم ایران نه تنها به یاری وهمدلی داخلی بلکه به حمایت معنوی، فرهنگی، مدنی شهروندان آزاد در سرتاسر جهان نیازمند است।

به باور بسیاری، جنبش سبز مردم ایران جنبشی است که به صورت گسترده در بکارگیری ابزارهای رسانه‌ای و ارتباطی ابتکار عمل داشته و این امر میسرنشده مگر به همت نسل جوانی که چه در هدف و چه در روش و عمل خواستار ارتباط با جهان خارج و به رسمیت شناخته شدن به عنوان بخشی از جامعه جهانی بوده است.
این درحالی است که حاکمیت تمامی توان خود را برای دور نگه داشتن جامعه از جریان آزاد اطلاعات و جلوگیری از تعامل شهروندان با جامعه جهانی به کار بسته است. سانسور کتب و نشریات، فیلترینگ سایت‌های اینترنتی، ارسال پارازیت بر روی امواج ماهواره‌ای و توقیف دستگاه های دریافت از ماهواره، نمونه‌ای از تلاش‌های حاکمیت در این راستا است. درکنار این موارد وارد آمدن اتهاماتی از قبیل جاسوسی و ارتباط با دول متخاصم در کنار کنار سایر اتهامات به برخی فعالان مدنی، سیاسی و روزنامه نگاران نیز شاهدی بر این مدعاست. از این روتاکید می‌کنیم همبستگی جهانی با مردم وحمایت از جنبش آزادی خواهانه در ایران نه تنها دارای اهمیت بالایی است، بلکه این تنها انتظار ایرانیان از هم نوعان خود در سرتاسر جهان است.

٣-ما نه تنها مخالفت صریح و آشکار خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران ابراز داشته، بلکه حتی مانور تبلیغاتی و جنگ روانی در این زمینه را عاملی برای عمیق ترشدن بحران و پیچیدگی هرچه بیشتر اوضاع می‌دانیم و معتقدیم اقدام نظامی علیه تاسیسات اتمی کشور، جنگ با ملت ایران است.

به وجود آوردن دستاویزی لازم برای تمامیت خواهان در جهت افزایش فضای امنیتی برای فشار بیشتر به معترضان، بروز رادیکالیسم و خطر رشد گروههای شبه نظامی، به مخاطره افتادن تمامیت ارضی و تغییر اولویت اقشار مختلف مردم ازمسأله تغییرات سیاسی و اجتماعی در ایران به دفع خطر دشمن خارجی می‌تواند بخشی از نتایج زیانبار سنگینی سایه شوم حمله نظامی به ایران باشد.

همچنین قویا هشدار می‌دهیم حمله نظامی به تاسیسات وزیرساخت‌های ملی، مشکلات فراوانی برای کشور و مردم بوجود می‌آورد که این امر به نوبه خود بر روابط ملت ایران، که خواستار تعامل هرچه بیشتر با جهان آزاد هستند، با کشورهای حمله کننده تأثیرگزار خواهد بود.

لذا ما حمله نظامی را تنها برای گروههای تندرو تمامیت خواه حاکمیت و جریاناتی که قایل به تمامیت ارضی نیستند در پی تجزیه ایران فعال‌اند سودمند ارزیابی می‌کنیم.

ملت ایران به خوبی آگاه است دستیابی به حاکمیت ملی، دمکراسی، حقوق بشر و صلح که از اهداف جنبش آنان در این برهه است هرگز از تهدید و حمله نظامی نمی‌گذرد و اعلام می‌داریم آنان که بر طبل جنگ می‌کوبند، خواسته یا ناخواسته در برابر جنبش ملت ایران قرار گرفته‌اند.

پاینده ایران
شاهین زینعلی
حسین رونقی
ابوالفضل عابدینی