۱۳۹۱ دی ۲, شنبه

نامه سامان آریامن خطاب به رامین ناصح از فعالین جبهه ملی در خوزستان



بنام خداوند جان و خرد

با سلام و دعای خیر .

نشریه وزین فریاد آزادی شماره 35 را دریافت كردم. چونان همیشه حاوی مطالبی بسیار پربار و در خور تامل بود. لیكن گفتاری را از حضرتعالی ملاحضه نمودم كه در مورد آن و برای تنویر افكار نكاتی چند را لازم به ذكر دانستم كه به اختصار خدمت شما عرض میكنم.

پیرامون حوادث اخیر اهواز كه نیروی انتظامی جمهوری اسلامی به بهانه مبارزه با مفاسد اقدام به جمع آوری آنتن های ماهواره از منازل مردم و سی دی و نوار ویدیویی از مغازه ها كرده به اجمال و تفصیل بیان موضوع نمودید. من نیز چون شما قلبم از اینگونه رفتار بدرد آمده بقول خود شما این نخستین بار نبود و آخرین بار هم نخواهد بود كه حریم شخصی افراد هتاكی میشود. و در حاكمیت فرقه ای مسبوق بر سابقه ای طولانیست. هر روز به بهانه ای و به شكلی حیثیت و حریم امن مردم لگدمال شده و متولیان بهشت با تهدید و ارعاب و دست اندازی و چماق كشی ملت به تنگ آمده را به زور ارشاد و هدایت می كنند.

در ادامه سخن خود در ارتباط با دامن زدن به مسئله قومیتها و رفتار تبعیض آمیزی كه ماموران نیروی انتظامی در این ماجرا با مردم مناطق عرب نشین شهر اهواز داشته اند پرداختید و گفتید این تنها موردی نیست كه در حق مردم عرب زبان خوزستان اجحاف میشود و دهها نمونه دیگر از اجحافات قابل ذكر است كه منجر به سوق دادن هم میهنان عزیز عرب زبانمان به سمت قومیت گرایی ایدئولوژیك شده است.


دوست بزرگوارم آقای ناصح ؛ بدیهی است زمانی كه حقوق و حیثیت تیره ای از تبار ایرانی مورد تعرض قرار گیرد و زمانی كه هویت یگانه ی مردم نادیده گرفته شود خود بخود و بدون تردید مردم به سمت قومیت گرایی حركت میكنند. عرب زبانهای خوزستان نیز از این امر مستثناء نیستند.
اما دوست من مخالفت با حاكمیت فرقه ای هم نباید باعث شود هر حركتی كه در درون این نظام انجام میشود را تاویل و تفسیر نادرست كنیم. انكار هویت ملی و ستیز با بخش بزرگی از تاریخ تابناك كشورمان و همچنین تضیع حقوق هم میهنان اهل تسنن و اقلیت های مذهبی بخصوص بهاییان را میتوان به حاكمیت نسبت داد ولی قومیت گرایی را انصافا نه . عملكرد غلط حاكمان وقت باعث شكاف بین تیره های مختلف ایرانی شده ولی برتری دادن یك تبار به واسطه ی زبان با نژادشان به تبار دیگر را من تاكنون ندیده و نشنیده ام . امروز هم مردم عرب زبان كشورمان از تمام حقوقی كه دیگر هم وطنانمان دارا هستند بهره مندند . بهترین زمینهای كشاورزی ایران را در تملك خود دارند ، به نسبت خیلی از مردم در دیگر مناطق كشور از رفاه بیشتری برخوردارند و به بالاترین مناصب حكومتی دست پیدا میكنند . حتا حساسترین پست استراتژیك كشور كه وزارت دفاع است در اختیار یكی از عرب زبانهای خوزستان میباشد. در سطح استان هم استاندار و شهردار و مدیریت دانشگاه ها و آموزش و پرورش و پستهای مختلف را اداره می كنند.
نماینده به مجلس شورا می فرستند و زبان عربی از دبستان تا دانشگاه تدریس میشود. لباس و آداب و رسوم سنتی و گویش عربی خوندهم در حد اعلا دارند و هیچ فشار و زوری بر آنها بدین سبب اعمال نمیشود ، نشریات عربی هم به وفور و در كمال آزادی در تیراژ بالا چاپ میشوند. پس چه اجحافی به آنان میشود بیش از دیگران كه شما دهها نمونه آن را سراغ دارید لطفا در این مورد توضیحات بیشتری مرحمت بفرمایید و در صورت امكان چند نمونه دیگر از اجحافات مورد نظرتان در حق عرب زبانهای خوزستان را نام ببرید . در نوشتار حاضر قصد دفاع از نظام و عُمال نظامی اش را ندارم اما باید وقایع را آنگونه كه هست بازگو كنیم با رعایت انصاف و بدور از غرض ورزی و قلب حقایق.

آقای ناصح ؛ خود بهتر از من می دانید كه بیش از سه چهارم از جمعیت كنونی شهر اهواز مهاجران روستایی هستند كه پس از انقلاب به شهرها مهاجرت كرده اند. شهرنشین شده اند اما شهرگرا ، نه. و با همان روحیات عشایری و فرهنگ خاص روستاها در شهر رفتار میكنند و اگر نیروی انتظامی هم در بعضی مناطق شهر اهواز رفتار بهتری نسبت به محلات دیگر دارد. شاید بازتاب رفتار صحیح خود مردم است كه اجازه توهین و درگیری را به آنها نمی دهند و نه تبعیض قایل شدن پلیس و نیروی انتظامی بین مردم . كما اینكه بارها و بارها شاهد رفتار زشت ماموران نیروی انتظامی با مردم در خود محلات مرفه نشین اهواز نیز بوده ایم. در ضمن طوری سخن گفته اید كه گویی در مناطق مرفه نشین اهواز شهروندان عرب زبانمان ساكن نیستند همین امروز از هر ده خانه در این مناطق پنج خانه عرب زبان هستند ، پس اگر اینگونه بود كه شما می گویید در این مناطق هم باید با عرب زبانها رفتار دیگری میكردنند.
… وقتی در بعضی قسمتهای شهر در یك خانه 70 متری 8 ـ 9 نفر یا بیشتر زندگی میكنند و سواد افراد در پایین ترین سطح ممكن قرار دارد ، فروش مواد مخدر ، دزدی ، فحشا و هزار و یك بزه كاری دیگر بیداد میكند و مضاف بر آن اسلحه ی غیر مجاز هم در هر خانه ای موجود است توقع دارید رفتار پلیس در همه جا یكسان باشد. قطع بر یقین هر انسان ـ با شرفی از تعدی و توهین به دیگران حتا اگر مختلف باشند خشمگین می شود اما بعضی واقعیات موجود را هم كه كسی نمی تواند انكار كند.
در ادامه سخنتان فرمودید تا پیش از اینكه رضاشاه مردم عرب این خطه را مجبور كند كه زبان خود را كنار بگذارند و فارسی حرف بزنند و حق برگزاری برنامه های فرهنگی و سنتی خود را نداشته باشند ، آنهم با ضرب و زور مردمان خوزستان تا حدود زیادی همزیستی مسالمت آمیزی با هم داشتند و مسئله قومیت گرایی ایدئولوژیك چه از سوی اعراب و چه از سوی دیگر اقوام به شكل تا… باری كه امروز مطرح است در خوزستان مطرح نبود و این اقدامات منجر به ظهور و قدرت یابی شیخ خزعل در وقایع خونین آن دوران شد.
سرور ارجمندم خواهش بنده از شما این است كه تنها یك سند ارائه دهید دال بر اینكه رضاشاه با ضرب و زور كسی را مجبور به گویش كردن به زبان فارسی و تَرك زبان مادریش كرده باشد.
اما در مورد همزیستی مسالمت آمیز مردم عرب زبان و غیر عرب تا پیش از ظهور رضاشاه كه اشاره فرمودید پرسشی از شما دارم و آن اینكه مگر تا پیش از سلسله پهلوی چند درصد مردم خوزستان شهرنشین بودند ؟ اصلا مگر جمعیت خوزستان در صد سال پیش چند نفر بوده است ؟ و از این جمعیت چند نفر باسواد بوده اند كه قومیت گرایی ایدئولوژیك را به شكل امروزی آن درك كنند. طبق آمار جمعیت خوزستان در آن دوره چیزی كمتر از 300 هزار نفر بوده است و این جمعیت اندك در وسعت بزرگ خوزستان بدور از هم و در قسمتهای مختلف استان سكونت داشتند.
لُر و بختیاری در شمال ، شرق و شمال شرق خوزستان ، عرب زبان ها در مركز و غرب و جنوب و بهبهانی و طوایف غیر عرب دیگر هم در جنوب شرق این خطه سكنا داشتند. اما امروز جمعیت خوزستان حداقل 20 برابر شده چیزی بیش از 6 میلیون نفر . و در شهرهای استان آنچنان تیره های مختلف با هم آمیخته شده اند كه نمونه ی آن در سراسر كشور وجود ندارد. خُب وقتی این جمعیت انبوه در كنار هم زندگی كنند و وجه اشتراك همه ی آنها را كه تاریخ و فرهنگ مشترك است انكار كنند از سوی دیگر مطالبات انباشته شده و بحق آنان را هم پاسخگو نباشند و راه برای نفوذ عوامل سیاستهای استعماری باز باشد تا با پولهای هنگفت و اعزام موسینرهای خود به مسائل دامن زنند این میشود كه می بینیم.
حالا این امور چه دخلی به اقدامات رضاشاه دارد ، خدا میداند. حرف شما حكایت “ گنه كرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری “ را می ماند.

تنها یك مورد از برخوردهای قومی در زمان رضاشاه را بیان كنید ، من تمام گفتارتان را بی چون و چرا می پذیرم.
اما در مورد شیخ خزعل هم چند نكته را برای توجه حضرتعالی به اختصار بیان می كنم.
اولا قدرت گرفتن شیخ خزعل و قائله جدایی طلبی او پیش از به قدرت رسیدن رضاشاه و حتا دستگیری و تبعید او هم قبل از به سلطنت رسیدن ایشان انجام گرفت و تمام این امور در زمانی رخ داد كه رضاخان به عنوان افسر و پس از آن به عنوان سردار سپه در ارتش خدمت میكرد. پایان دادن به قضیه ی خوزستان هم بدون درگیری انجام شد و حتا خون از بینی كسی ریخته نشد.
ثانیا : اصلاحات رضاشاه پس از به سلطنت رسیدن ایشان صورت گرفت كه در آن زمان هم شیخك خائن خزئل به سزای عمل خود رسیده و در تهران در خانه ای تحت نظر بود و اینكه گفته اید اقدامات رضاشاه و ضرب و زور او برای تَرك زبان و فرهنگ اعراب خوزستان و اجبار به فارسی سخن گفتن آنها باعث ظهور شیخ مزدور شد ، قطعا منطبق بر حقیقت نیست.
اساسا وجود شیخك تنها نتیجه ی سیاستهای استعماری بریتانیا بود و اسناد وابستگی او به انگلستان كه دیگر عیان است و دم دست همگان. از وابستگی خزئل به انگلیس همین بس كه مدال همایونی دربار انگلیس را بر سینه داشت و لقب سر را از ملكه انگلیس دریافت كرده بود و سِر شیخ خزئل خوانده میشد.

از عجائب روزگار است كه پیش از آنكه اصلاحات رضاشاهی و به گفته شما ضرب و زور آن آغاز شود باعث ظهور آن مردك مزدور شده است.
بگذریم .
اشاره به ناسیونالیسم باستانگرای رضاخانی كردید كه همه ی عقب ماندگیها و نگونبختی های ایرانیان را منتسب به حمله ی اعراب می دانسته و نسخه ی عرب زدایی و عرب ستیزی می پیچید. از شما عاجزانه تمنا دارم اسنادی را كه در مورد عرب ستیزی رضاشاه دارید ارائه دهید تا سیه روی شود هر كه در او غش باشد.

شما كه خود را یك ناسیونالیست می خوانید بهتر از من میدانید كه ملت عنصر اصیل مكتب ناسیونالیسم و بدون شك بی آنكه ملت را بشناسیم شناخت واقعی ناسیونالیسم ممكن نخواهد بود و ملت هم مجموعه ی ناگسستنی نسل هاست . نسل گذشته كه در سینه تاریخ قرار دارد ، نسل كنونی كه دائما می كوشد كه باین موجود زنده و همبسته آسیبی وارد نشده و در راه بقا و حفظ منافع آن گام بر میدارد و در عین حال ژنهای نسل آینده را با خود بهمراه دارد.
خُب طبق این تعریف برای شناخت ناسیونالیسم باید ملت را در آغاز بشناسیم ملت هم كه از نسل های گذشته بوده و تا به آینده ادامه خواهد داشت پس شناخت و درك گذشته خود كه قسمت اعظم تاریخ و فرهنگ ما را تشكیل میدهد چه گناهیست كه امروز شما نبش قبر میكنید و تازه خرده هم به رضاشاه می گیرید. متحیرم از اینكه پرداختن به پیشینه ی تابناك و درخشان كشورمان كه سراسر آن افتخار و بزرگی است از دید شما گناه محسوب شده و رضاشاه به این اتهام محكوم.
در هر كجای دنیا اگر كسی اینگونه به فرهنگ و تاریخ گذشته ی خود خدمت كند مورد ستایش قرار گرفته و مجسمه اش را در میادین شهرها قرار میدهند . اما در كشور ما هزار و یك انگ و اتهام و برچسب حواله اش میكنند.
راستی اگر رضاشاه عرب ستیز بود و نسخه ی عرب زدایی و رجعت به ایران عهد باستان را آنگونه كه شما می گویید ، تجویز می كرد چگونه نام تمام فرزندان خود را از اسامی ائمه اطهار و نامهای قرآنی و عربی گذاشته بود آیا نمی توانست نام كوروش و داریوش بر فرزندانش بنهد . و اگر براستی با عرب ضدیت داشت چگونه علارقم میل ولیعهد ، فوزیه شاهزاده ی عرب را به عقد و همسری وی در آورد تا ملكه آینده ایران زنی عرب باشد و فرزند آن دو هم كه احتمال داشت شاه ایران شود نیم عرب باشد.


عجیب است كه پس از سالها هنوز هر مشكل و بدبختی كه بر سر این سرزمین فرود می آید را همچنان به شاهان پهلوی نسبت می دهیم و شما هم پا توی كفش حاكمیت فرقه ای كرده همه ی مصائب و شوربختی امروز مملكت را نتیجه ی برنامه های پهلوی ها می دانید . و زیركانه قومیت گرایی ایدئولوژیك شده ی امروز را به عملكرد رضاشاه در 80 سال پیش ربط می دهید.
در جای دیگر از گفتارتان هم فرمودید رضاشاه زبان فارسی را فصل مشترك بین تمام مردم ایران می دانست و ادامه دادید به درستی یا نادرستی آن كاری نداریم. بلاخره به زعم شما درست است یا نه . به اعتقاد من هم زبان فارسی فصل مشترك و روان یگانه تمام تیره های ایرانی است . اگر شما به این هم ایراد دارید قطعا دلایل منطقی و عدله ی محكمی هم در تایید گفتارتان در اختیار دارید . لطف بفرمایید در این ضمینه هم توضیحات بیشتری برای آگاهی بنده بدهید.
اما در مورد جانبداری محمدرضاشاه پهلوی از اسراییل در مقابل فلسطینیان گفتید كه این عمل شاه كشورهای عربی را ناچار به واكنش و دست نهادن بر سر خوزستان كرد. این حرف ، مصداق بارز پیوند … با شقیقه است . در این مورد هم باید خدمتتان عرض كنم كه بزرگترین دوستان محمد رضاشاه از میان سران كشورهای عربی بوده اند از جمله انورالسادات رئیس جمهور مصر ، ملك حسین پادشاه اردن ، ملك حسن پادشاه مراكش ، سلطان قابوس پادشاه عمان ، خاندان سعودی ، بومدین رئیس جمهور الجزایر و همچنین امیر كویت و امیران دبی و شارجه و ملك فیصل پادشاه عراق كه قرار بود شاهدخت شهناز دختر بزرگ شاه را به همسری خود بگیرد و به دلیل همین دوستی و روابط نزدیك ایران با كشورهای عربی ، اسراییل تا زمان انقلاب 57 سفیر و یا حتا كنسول در كشورمان نداشته و تنها یك روابط اقتصادی بسیار محدود بین دو كشور ایران و اسراییل برقرار بود و نه بیشتر و این رابطه محدود هیچ تاثیری بر دوستی و همكاری دولت ایران با كشورهای عربی نگذاشته بود.

مسئله خوزستان را هم نخستین بار رجال عبدالناصر عنوان كرده بود همان كسی كه شما از او به عنوان مرحوم و نابغه ی شرق اسم برده اید. او بود كه آرزو داشت صبحانه اش را در تل آویو و شامش را در اهواز بخورد كه آرزوی صبحانه را به گور برد تا چه رسد به شامش . همین نابغه شرق بود كه برای نخستین بار خلیج فارس را خلیج عربی خواند . در ضمن اگر براستی دشمنی كشورهای عربی با ایران تنها بر سر مسئله فلسطین بود ، امروز كه دولت جمهوری اسلامی بزرگترین حامی آرمان و گروههای فلسطینی شده ، پس چرا در هر كنفرانس عربی ، خلیج فارس خلیج عربی خوانده میشود و جزایر ایرانی را جزایر عربی اشغالی می دانند ؟ چرا پس از رفتن شاه صدام با حمایت اكثر كشورهای عربی به ایران یورش آورد و خوزستان و اروند رود را كمترین حق خود می دانست و از قضا خود یاسر عرفات و فلسطینیان هم از او حمایت می كردنند . مگر رهبران انقلابی ما میزبان فلسطینیان نبودند و برای یاسر عرفات و جورج حبش در همین خوزستان متینگ برپا نمیكردند . مگر نه آقای بازرگان دست یاسر عرفات را به نشانه ی پیروزی و دوستی بین جمهوری اسلامی و فلسطینیان بالا می برد. برادر ارجمندم شما كه عنوان پر طمطراق نماینده جبهه ملی را یدك می كشید چرا سعی می كنید برای یافتن علل مشكلات امروز ما آسمان و ریسمان بهم ببافید ؟ حضرتعالی یا از مسایل بی خبرید یا خدای نكرده برای بیان حقایق مشكلی دارید. این عین ناجوانمردی و ماكیاول صفتی است كه پشت مطالبات ملت سنگر گرفته و یكسره در جهت مطامع شخصی و یا حزبی و گروهی تمام حقایق را وارونه جلوه دهیم. تا از این طریق و با فریب مردم سعی در كسب وجهه و هوادار كنیم.
اما دوست من دیگر دوران این شكل سیاست بازی و رقصاندن كلمات و تحریف حقایق به سر آمده . بجاست ما كه ا علم مبارزه با استبداد سیاه و دیو دروغ سیاست را بدست گرفته ایم خود به خیالبافی. دروغ پردازی و كلاش گری سیاسی آلوده نشویم.

در پایان به شما برادر و مبارز استبداد ستیز و دیگر همكارانتان بخاطر اینهمه تلاش و پشتكار در راه پر خطری كه در پیش گرفته اید درود می فرستم و برایتان بهروزی آرزو می كنم.

دبیر انجمن مهر ایران

سامان آریامن


*بدیهی است نظرات رسمی حزب پان ایرانیست تنها از طریق اعلامیه ها و مطالب درج شده در سایت اصلی قابل ارزیابی است

*حکم دادگاه انقلاب اسلامی پیرامون سامان آریامن فعال پان ایرانیست (گزارش تصویری)

* تایید حکم 18 ماه حبس تعزیری سامان آریامن


* جمع آوری امضا توسط بسیج دانشجویی برای محکومیت سامان آریامن

* سامان آریامن فعال پان ایرانیست از کار اخراج شد

۱۳۹۱ آذر ۲۸, سه‌شنبه

حزب پان ایرانیست در آینه تصاویر ( شماره یک)

برای بزرگ شدن تصاویر بر روی آنها کلیک کنید


استقبال مردم خرمشهر از محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایرانیست و نماینده مردم خرمشهر در مجلس شورای ملی. ساواک نگران از شورش در خوزستان



میتینگ حزب پان ایرانیست در شهرستان نقده (آذربایجان غربی)





میتینگ حزب پان ایرانیست در کهکیلویه و بویراحمد - سخنرانی سرور محسن پزشکپور رهبر حزب



رژه حزب پان ایرانیست در تهران شهید عاملی تهرانی در پشت دیده می شود



تظاهرات عظیم حزب پان ایرانیست در یزد بر علیه دولت بعثی عراق


یک گوشه از تظاهرات سی هزار نفری پان ایرانیست در حمایت از ملی شدن صنعت نفت در تهران



بازی دو تیم فوتبال متعلق به حزب از دو استان متفاوت


جلسه حزب پان ایرانیست در خوزستان



تعدادی از بانوان حزبی



تالار روزنامه خاک و خون ارگان حزب پان ایرانیست در مهاباد



کنفرانس خلیج فارس در تهران در دفتر مرکزی حزب پان ایرانیست در خیابان بهارستان - محسن پزشکپور رهبر حزب






مهندس رضا کرمانی در زمان انتخابات مجلس شورای ملی در گچساران

*می توانید با عضویت در فیس بوک تازه تاسیس سازمان جوانان حزب پان ایرانیست آخرین اخبار حزب پان ایرانیست را پیگیری کنید

۱۳۹۱ آذر ۲۶, یکشنبه

چند سطری پیرامون حجت کلاشی



ایران پرست واقعی اندر عذاب و رنج/ایران فروش در طرب ای حضرت شفق (عارف قزوینی)

حجت کلاشی در زندان است  شاید اگر این شیرمرد آذری اهل اردبیل دیدگاه دیگری داشت و در زندگانی خودش مکتب فکری و ایدئولوژی دیگری را انتخاب می کرد همینک با مدرک فوق لیسانس علوم سیاسی در بهترین دانشگاه های ایران استاد علوم سیاسی و فلسفه بود و یا چون بعضی عناصر نفوذی پان ترک که  شاید برای خواننده جالب باشد که نفوذی نیز در وزارت امور خارجه و نهاد های امنیتی دارند همینک در شبکه سحر به عنوان کارشناس مسائل  قفقاز صحبت می کرد و یا سند های محرمانه را از وزارت خانه های دولتی استخراج می کرد منتها حجت کلاشی راه دیگری را انتخاب کرد که همینک محصولش سه پرونده باز در شهرهای اهواز،کرج،شاهین شهر است  عشق به ایران و نه عشقی از نوع خواننده های لوس آنجلسی که دلشان برای زیر پل تجریش تنگ شده باشد داشت و دارد  اگر بخواهم در کلمه ای او را معنا کنم نابغه دوران خودش است زیرا که در فضای کثیف سیاست ایران همیشه مدعی بود که می خواهد درست و پاک مبارزه کند در تمام سال هایی که افتخار شاگردی اش را داشتم ندیدم زبان اش به دشنام و طعنه به روی کسی باز شود یا از راه های غیر جوانمردانه بخواهد جواب دشمنان و مخالفانش را بدهد به جوانانی که تحت مسئولیت اش بودند داشتن اخلاق را توصیه می کرد و در برابر تک تک اعمال آنها خود را مسئول می دانست یادم نمی رود که اگر در زندگی ام مشکلی پیش می آمد قدم پیش رو می گذاشت حتی با وجود اینکه می دانست شاید بی حاصل باشد اما نمی خواست این دشواری را تنهایی تجربه کنم.

همیشه به ما می گفت اگر روزی به زندان افتادید من نمی گذارم شما را در آنجا نگه دارند فقط وقتی من مردم اینها می توانند شما را در زندان نگه دارند هر طریقی که شده شما را آزاد می کنم این سخنان را زمانی می زد که هر کدام از ما پرونده مفصلی نزد بازجویان اطلاعات پیدا کرده بودیم و وقتی پیش آمد که هر اتفاقی قابل پیش بینی بود او حتی وقتی به اداره اطلاعات هم احضار می شد با بازجویان اطلاعات درگیری لفظی پیدا می کرد که به چه حقی به فلان جوان زنگ زدید و حق این را ندارید که مزاحم جوانان ما شوید هیچ وقت چیزی به نام نفع شخصی برای او تعریف نشده بود هرچه برای بود پان ایرانیسم و حزب پان ایرانیست و جوانان هوادار آن بود زمانی که تحت لوای خدمت سربازی در صورتی که در تهران سهمیه بندی شده بود به خاش سیستان و بلوچستان تبعید شد تعدادی از فعالین حزبی که به ستاد خبری احضار می شدند با کارشناسان اطلاعات درگیری لفظی پیدا کردند ولی او آنها را از این کار برحذر داشت استدلال اش این بود که ما برای مصالح خودمان با کسی صحبتی نداریم هرچه هست برای ایران و منافع ایران است زمانی با هم در یکی از خیابان های پایین شهر تهران پیاده روی می کردیم زنی پیر و فقیر را دید که با استفاده از آب جوب لباس هایش را می شست از دیدن صحنه هایی مثل این به شدت متاثر می شد و برای همین بود که قدم به زندگی مبارزاتی گذاشت زیرا وضع اقتصادی و اجتماعی مردم اش را شایسته آنها نمی دانست

او همیشه از طرف وزارت اطلاعات تحت فشار بود دائما تلفن هایش شنود می شد و هرجا که پا می گذاشت ماموران اطلاعات پا به پای او حرکت می کردند خاطرم است زمانی یکی از جوانان علاقه مند در شاهین شهر اصفهان با او تماس گرفت بلافاصله وزارت اطلاعات با آن جوان تماس گرفت و به او اخطار کرد که دیگر با او تماسی نداشته باشد سرور کلاشی همچنین محافل پان ترکی که هزینه هایشان از طرف سرویس های جاسوسی خارجی تهیه می شد به دلیل پان ایرانیست بودن و آذری بودن سرور کلاشی بارها در سایت ها و برنامه های تلویزیونی خود به ایشان حمله می کردند بدین گونه بود است که فعالان پان ایرانیست از یک سو مورد تهاجم دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی هستند و از سوی دیگر تحت فشار عناصر ضد ایرانی هستند

عجیب اینکه در زندگی اش اهل هیچگونه جار و جنجال و بزرگنمایی نیست در بزرگی اخلاقش یاد کنم که زمانی جوانکی سخن به دشنام و هجو او پرداخت و به نحوی در اینترنت و مناسبت های مختلف زبان به سرزنش او می گشود از قضا همین جوان چند وقت بعد توسط اداره اطلاعات بازداشت شد با این حال حجت کلاشی پیگیر حال او بود و به یاران حزبی اش اکید دستور می داد که در مورد وضعیت این جوان خبررسانی کنند تا مبادا بیشتر این این زیر فشار قرار بگیرد اینها رفتارهایی است که در مبارزات سیاسی کنونی این سال ها معجزه است

او فلسفه جدیدی را به فعالان پان ایرانیست تزریق کرد در دیدگاه او چیزی به اسم فشار،زندان،اخراج از محل کار و محرومیت تحصیل وجود ندارد همه اینها لذت مبارزه است  او بارها می گفت ما در حال تجربه لذت مبارزه هستیم ما از این دروازه  خطربا عظمت عبور خواهیم کرد او هیچگاه از پیشامد های مثل زندان و تبعید نمی ترسید یادم می آید که می گفت من خودم را برای هر پیشامدی آماده کرده ام آرمانخواه داند که فدای آئین گشتن تنها آرزوست آزادی و فعالیت سیاسی در ایران بهایی دارد و ما این بها را با زندانی شدن و تبعید و اخراج از سر کار می پردازیم و باکی هم نداریم   چند باری می خواست در شغلی آموزشی استخدام شود ولی پس از مدت کوتاهی با فشار دستگاه امنیتی به کارفرما برای رعایت حال کارفرمایش از کارش استعفا می داد تا نکند مشکلی برای دیگران به وجود آید 

به هر رو ما از او آموخته ایم که تا آخرین توان در راه عظمت ایران بکوشیم  به وجود انسانی مثل او افتخار می کنیم و تنهایش نخواهیم گذاشت



از طرف یک شاگرد

پاینده ایران

۱۳۹۱ آذر ۲۲, چهارشنبه

حکم دادگاه انقلاب اسلامی پیرامون سامان آریامن (گزارش تصویری)


متن خداحافظی سرور سامان آریامن:
بالاخره بعد از یکسال کشمکش و تحمل فشارهای گوناگون از سوی دستگاه امنیتی رژیم و دادگاه انقلاب حکم یکسال و نیم زندانم بدون هیچ تخفیفی تایید شد؛و باید برای تحمل آن به زندان کارون اهواز خود را معرفی نمایم؛
از تمام
دوستان و عزیزانم برای یکسال و نیم خداحافظی میکنم؛وکلام آخر اینکه:
فردا صبا چو کاوه آهنگر بر پا کند بساط بهاران را
از تخت ظلم و جور فرود آرد ضحاک ماردوش زمستان را
فردا ,فردا.......

پاینده ایران

۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست پیرامون تداوم فشار و تهاجم بر پان ایرانیست‌ها



سازمان جوانان حزب پان ایرانیست در ۲۰ آذرماه ۱۳۹۱ با صدور بیانیه‌ای ضمن انتقاد از عملکرد مسولین و نیروهای امنیتی در برخورد با پان ایرانیست‌ها با اشاره به این نکته که بخش مهمی از فشارهای دستگاه امنیتی بر فعالین پان ایرانیست در خوزستان است، نسبت به این نوع عملکرد ابراز تاسف نمود و خاطر نشان کرد خوزستان، قلب تپندهٔ سرزمین ایران و کانون مهم توطئه‌های ضد ایرانی است و همهٔ این اقدامات خطرناک و ضد ایرانی در حالی اجرا می‌شوند که پان‌ایرانسیت‌ها و میهن‌پرستان خوزستان تحت ظلم وستم برخی دستگاه‌های امنیتی و شبه امنیتی هستند.
در ادامه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به مسولین هشدار داد که این اقدامات نه فقط تهاجمی بر علیه پان‌ایرانسیت‌ها بلکه یورشی تمام عیار به تمامیت ارضی و منافع ملت بزرگ ایران است و در پایان نیز با تاکید بر عدم عقب نشینی از آرمانهای خودخواستار آزادی تمام زندان سیاسی از جمله زندانیان پان ایرانیست شد و افزود: "بی‌مسوولیتی حاکمان وقت در صیانت از منافع ملی و سرزمینی و ظلم آنان بر میهن‌پرستان، هیچ خللی در عزم و اراده‌ی راسخ ما برای ایفای وظایف و مسوولیت‌های ما در قبال منافع ملی، تمامیت ارضی و سرنوشت آینده‌ی ملت بزرگ ایران ایجاد نخواهد کرد و استوارتر از همیشه به سوی ایرانی آباد، آزاد و مقتدر گام خواهیم برداشت".

در ادامه متن کامل بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست را می‌خوانید:



به نام خداوند جان و خرد
پاینده ایران

تهاجم بر علیه پان‌ایرانسیت‌ها با کدام هدف صورت می‌گیرد؟

با گذشت ۲۰ روز از بازداشت غیرقانونی دو تن از اعضای حزب پان‌ایرانسیت، سروران حجت کلاشی (مسوول سازمان جوانان حزب پان‌ایرانسیت) و اوژن اکبری، بازداشت روز گذشتهٔ میلاد دهقان در شهر اهواز و همچنین تایید حکم غیرعادلانهٔ یکی دیگر از اندامان حزب در خوزستان، سامان آریامن، به ۱۸ ماه زندان تعزیری آن هم به اتهام عضویت در حزب پان‌ایرانسیت و توهین به مسوولان نظام جمهوری اسلامی، نشانهٔ دیگری بر استمرار فشار‌ها بر اندامان حزب پان‌ایرانسیت و تداوم رفتارهای ناسنجیده و غیرمنطقی بخش‌هایی از دستگاه‌های امنیتی و قضایی حاکمیت بر علیه میهن‌پرستان می‌باشد.

نکتهٔ تاسف‌بار اینکه بخش مهمی از این تهاجمات بر علیه پان‌ایرانسیت‌ها در خوزستان، قلب تپندهٔ سرزمین ایران و کانون مهم توطئه‌های ضد ایرانی، صورت می‌گیرد. بدون شک ملت ایران و مسوولین (؟) امنیتی و قضایی آگاهی دارند که در سال‌های اخیر گروه‌های تجزیه‌طلب و وابسته به بیگانه، با حمایت از طرف دستگاه‌های امنیتی دشمنان ایران در منطقه، در حال برنامه‌ریزی و اقداماتی برای به آشوب کشانیدن خوزستان هستند. این اقدامات از طریق تشویق شبکه‌های ماهواره‌ای ضد ایرانی وابسته به کشورهای منطقه، تبلیغات گسترده در شهر‌ها و روستاهای خوزستان، نفوذ در نهادهای حکومتی، تزریق پول‌های کلان به مناطق فقیرنشین، جمع‌آوری و ذخیرهٔ سلاح در مناطق مختلف شهری و روستایی و تهدید میهن‌پرستان خوزستان صورت می‌گیرد.

همهٔ این اقدامات خطرناک و ضد ایرانی در حالی اجرا می‌شوند که پان‌ایرانسیت‌ها و میهن‌پرستان خوزستان تحت ظلم وستم برخی دستگاه‌های امنیتی و شبه امنیتی هستند. این مظلومیت تا به آنجاست که از یک سو پان‌ایرانسیت‌ها و خانوادههای ایشان در معرض تهدید، ضرب و جرح و حملات مداوم تجزیه‌طلبان و وابستگان بیگانه هستند و از سوی دیگر و به صورت موازی از طریق برخی دستگاه‌های امنیتی و قضایی، در معرض احکام ناعادلانهٔ قضایی، زندان و... می‌باشند.

حزب پان‌ایرانیست به مسوولین حاکمیت هشدار می‌دهد که این اقدامات نه فقط تهاجمی بر علیه پان‌ایرانسیت‌ها بلکه یورشی تمام عیار به تمامیت ارضی و منافع ملت بزرگ ایران است. بدون شک این نگاه غیرمنطقی و ضد ایرانی بر علیه میهن‌پرستان و این اقدامات ناسنجیده و مشکوک بر علیه امنیت ملی و منافع ملی، خطرات مهلکی را برای آیندهٔ ایران در پی خواهد داشت که مسوولین مربوطه (؟) باید نسبت به آن در مقابل ملت ایران پاسخگو باشند.

سازمان جوانان حزب پان‌ایرانسیت ضمن پافشاری بر خواستهٔ همیشگی خود مبنی بر آزادی زندانیان سیاسی و از جمله زندانیان پان‌ایرانسیت (سروران حجت کلاشی، ابوالفضل عابدینی، شاهین زینعلی، اوژن اکبری و میلاد دهقان) به همهٔ میهن‌پرستان و پان‌ایرانسیت‌ها یادآور می‌شود که بی‌مسوولیتی حاکمان وقت در صیانت از منافع ملی و سرزمینی و ظلم آنان بر میهن‌پرستان، هیچ خللی در عزم و ارادهٔ راسخ ما برای ایفای وظایف و مسوولیت‌های ما در قبال منافع ملی، تمامیت ارضی و سرنوشت آیندهٔ ملت بزرگ ایران ایجاد نخواهد کرد و استوار‌تر از همیشه به سوی ایرانی آباد، آزاد و مقتدر گام خواهیم برداشت.


پاینده ایران


۲۰ آذر ۱۳۹۱
سازمان جوانان حزب پان‌ایرانسیت
www. paniranist. info


بازداشت میلاد دهقان در اهواز


در پی بازداشت‌های زنجیره‌ای پان ایرانیست‌ها، میلاد دهقان عضو سازمان جوانان حزب پان ایرانیست یکشنبه ۱۹ آذر ۹۱ در اهواز بازداشت شد.

به گزارش سازمان جوانان حزب پان ایرانیست، میلاد دهقان روز گذشته ساعت شش ونیم عصر توسط ماموران امنیتی در حوالی یکی از میادین مرکز شهر اهواز بازداشت شد.

این بازداشت در حالی صورت گرفت که همزمان نیروهای امنیتی به خانه پدری این فعال سیاسی در رامهرمز و همچنین خانه عموی وی در اهواز مراجعه و ضمن تفتیش منزل اقدام به ضبط وسائل شخصی میلاد دهقان نموده‌اند.

میلاد دهقان پس از بازداشت به مکانی نامعلوم منتقل شده و تلاش خانواده وی برای اطلاع از محل نگهداری‌اش ناموفق بوده است.

بازداشت میلاد دهقان در ادامه فشار شدید به فعالان پان ایرانیست طی هفته‌های گذشته صورت گرفت. همچنین حجت کلاشی –مسول سازمان جوانان حزب پان ایرانیست- و اوژن اکبری از دیگر اعضای این سازمان بیش از دو هفته است در بازداشت نیروهای امنیتی استان البرز به سر می‌برند.

۱۳۹۱ آذر ۱۴, سه‌شنبه

سخنی پیرامون تلاش دوباره برای موازی سازی


همانطور که در هفته های پیش شاهد بودیم فشار جمهوری اسلامی و دستگاه امنیتی آن بر روی فعالین میهن دوست و به ویژه اندامان حزب پان ایرانیست به شدت افزایش یافته است بازداشت دسته جمعی ده تن از سروران حزبی در کرج،بازداشت سرور امید دهدارزاده در خوزستان و تایید حکم یک سال و هشت ماه زندان سرور سامان آریامن نمونه ای است از برخورد رژیم جمهوری اسلامی با حزب سرافراز پان ایرانیست.

نکته مهمی که نباید از ذهن ایران دوستان پنهان بماند تلاش دوباره کارشناسان وزارت اطلاعات و به خصوص بازجو محسنی (که البته نام مستعار است) برای زنده کردن دوباره نام جریان موازی سازی و شبیه سازی است پیشتر در تارنما مقالاتی در افشاگری تلاش وزارت اطلاعات در شبیه سازی حزب پان ایرانیست و تاسیس حزب پان ایرانیست جدید و وابسته و ناکار آمد را به رشته تحریر در آوردیم با خواهش اندامان حزبی دست از این کار کشیدیم استدلال فعالین حزبی این بود که با مرور زمان دست و توطئه اطلاعات سپاه و عناصر نفوذی اش در حزب روز بروز آشکار می شود همین هم شد منتها عکس العمل این عده در هنگام بازداشت دوستان حزبی و رویه جدیدی که کارشناسان وزارت اطلاعات اینبار با حرکت دادن مهره های جدید و دست نشانده خود نشان می دهند چاره ای برای ما نمی گذارد که دست این رسواها را بیش از گذشته برای همگان روشن کنیم:

1- دبیرکل خودخوانده بار دیگر در مطلبی منکر سازمان جوانان شد و سعی کرد با نوشتن جمله "اساسا حزب سازمانی به اسم سازمان جوانان ندارد" باعث خنده مضاعف و البته تاسف فعالین حزب پان ایرانیست شد البته ایراد به ایشان نیست اینها را باید به بازجو محسنی یاد آوری کرد که وقتی می خواهد با تیم کارشناسی اش بیانیه تنظیم کند لااقل یک سری به زیرزمین خانه همین خانم بزند و جزوه "جهان به ناسیونالیسم آگاه می گراید" سرور عاملی تهرانی را مطالعه کند و ببیند که نوشته شده است چاپ سوم از سری انتشارات سازمان جوانان حزب پان ایرانیست 1377 و از آنجا که این نسخه به وفور در دسترس قرار دارد و در سطح وسیع بین فعالان سیاسی و علاقه مندان در همان سال 77 و سال های بعد پخش شده است ایشان باید زحمت بکشند و به تک تک خانه هزاران نفر سر بزنند تا بتوانند به طریقی این آثار را پاک کنند بدبختی برای ایشان این است که چند ورق کاغذ را نمی توان مانند فعالان سیاسی زیر حکم برد یا زندان کرد تا بشود نشانه های وجود آنها را پاک کرد نکته دیگر این است که در نشریه حاکمیت ملت که ارگان حزب پان ایرانیست و زیر مسئولیت همین شورایی است که همینک این خانم و بازجو محسنی و چند نفر انگشت شمار ایشان را دبیرکل می دانند بارها به وجود سازمان جوانان حزب پان ایرانیست تحت مسئولیت سرور کلاشی اشاره شده است نگاه کنید به تصویر زیر که متعلق است به بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست که پیرامون ادعاهای امارات متحده عربی صادر شده است چگونه است در سالی که شما خود را دبیرکل می دانستید بیانیه سازمان جوانان را در نشریه رسمی حزب منتشر می کنید؟ مگر شما ادعا نمی کنید که حزب از سال 57 دیگر سازمان جوانان ندارد؟ مگر آقای قیاسیان که زمانی مسئول چاپ این نشریه بود در حاکمیت ملت شماره 110 در صفحه نخست این تیتر را چاپ نکرد که :برافراشته شدن پرچم حزب در دانشگاه تهران به همت سازمان جوانان فرخنده باد ؟ اینجاست که متاسفانه شما به وقاحت دروغ می گویید و گناه نابخشوده تر این است که با نهاد امنیتی همکاری کردید و نشریه ای که هر روز داشت به سمت پیشرفت حرکت می کرد را تبدیل به چهار صفحه ورق پلی کپی مملو از توهین ها و مطالب کپی و بی ارزش کردید جوانان حزبی را فروختید و سعی کردید حذف کنید اما غافل اینکه خودتان حذف شدید متاسفم







2-و اما پیرامون چهره جدیدی که بازجو محسنی برای دست نشاندگانش رو کرده است فردی است به نام سیاوش رهایی که مدیریت سایت جعلی را پس از خروج ب-ج و س-ب از کارهای اجرایی بر عهده گرفته است رویه جاری این است که چون دکان جعل و منحرف سازی و موازی سازی کساد شده است چه رویه ای بهتر از این که اخبار تعدادی از بازداشت شدگان حزب را کار بکنند و مابقی را مسکوت بگذارند جالب اینجاست که دوستان ما احتیاجی به خبررسانی اینها ندارند و اگر ما اشاره ای به این حرکات می کنیم بدین باب است که از دستورات بازجو محسنی است همین فرد در هیچ برهه ای حضوری در حزب پان ایرانیست نداشته است و از شخصیت های خلق الساعه ای است که یکباره ظهور کرده است و دارای عقاید نژادپرستانه که باعث خجالت انسان است می باشد ایشان قبلا وبلاگی داشتند که به نام پان ایرانیسم مطالب و اظهار نظر های شخصی خودشان را منتشر می کردند بارها از دوستان با واسطه و بی واسطه از ایشان خواستیم که در شرایطی که حزب ابزار رسانه ای ندارد دست از جعل بردارند و نام حزب پان ایرانیست را با نژاد پرستی خود ساخته پیوند نزنند ولی میسر واقع نشد برای اینکه خواننده متوجه شود دستگاه امنیتی به چه کسانی برای پروژه تخریب ما بها و میدان فعالیت آزادانه را می دهد یک نمونه از نوشتارهای این فرد را برایتان می گذاریم نامه ای به دادکان ریاست فدراسیون فوتبال برای اخراج حسین کعبی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و سال های دور پرسپولیس و فولاد خوزستان که تنها جرمش این است که عرب زبان و از قبیله بنی کعب است! 




به هر حال داستان ما با شورای خودخوانده رهبری و 4 نفر عضو جوان اش به پایان رسیده است اگر بعد دو سال دوباره از اینان سخنی گفته شد به علت وقاحت اینها است از یک طرف سخن گفتن پیرامون این عده باعث مطرح شدن آنها می شود و از یک طرف خاموشی در برابر اینها و وقاحتشان نیز روا نیست امیدوارم دوستان بیش تر از این خود را بی آبرو نکنند 


پاینده ایران     

۱۳۹۱ آذر ۱۳, دوشنبه

تداوم فشار بر پان ایرانیست‌ها در ایران؛ تایید حکم ۱۸ ماه حبس تعزیری سامان آریامن



حکم ۱۸ ماه حبس تعزیری سامان آریامن از اعضای حزب پان ایرانیست در اهواز توسط دادگاه تجدید نظر تایید شد.

سامان آریامن در تاریخ ۱۷ آبان ۹۰ توسط ماموران وزارت اطلاعات در اهواز بازداشت و در ۱۸ اسفند در دادگاه انقلاب اهواز به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق عضویت در حزب پان ایرانیست به شش ماه و توهین به بنیانگزار جمهوری اسلامی به یک سال زندان محکوم شد.
حکم این فعال سیاسی در تاریخ ۶ آبان ماه ۱۳۹۱ درشعبه ۱۳ تجدید نظر دادگاه انقلاب اهواز عینا تایید شد.

قابل ذکر است سامان آریامن در زمان بازداشت به مدت یکماه در سلول سفید انفرادی بازداشتگاه اطلاعات اهواز به سر می‌برد و به شدت زیر فشار و شکنجه و ضرب و شتم قرار داشت.

فشار بر روی فعالین پان ایرانیست به شدت افزایش یافته و در سال گذشته شاهد احضار و بازداشت و صدور احکام غیر عادلانه برای فعالین این حزب سیاسی بوده‌ایم.



سامان اریامن، فعال پان ایرانیست از کار اخراج شد


متن خداحافظی سرور سامان آریامن:
بالاخره بعد از یکسال کشمکش و تحمل فشارهای گوناگون از سوی دستگاه امنیتی رژیم و دادگاه انقلاب حکم یکسال و نیم زندانم بدون هیچ تخفیفی تایید شد؛و باید برای تحمل آن به زندان کارون اهواز خود را معرفی نمایم؛
از تمام
دوستان و عزیزانم برای یکسال و نیم خداحافظی میکنم؛وکلام آخر اینکه:
فردا صبا چو کاوه آهنگر بر پا کند بساط بهاران را
از تخت ظلم و جور فرود آرد ضحاک ماردوش زمستان را
فردا ,فردا.......

پاینده ایران

مصاحبه اختصاصی مهندس رضا کرمانی با رهسانیوز پیرامون بازداشت های اخیر



سوال: جمعی از اعضای شاخه جوانان حزب پان ایرانیست در هفته گذشته بازداشت شدند.آقای مهندس کرمانی لطفا شرح این موضوع و چگونگی این جریان رو بفرمایید.

رضا کرمانی: روز پنج شنبه مورخ ۲ آذر ۱۳۹۱، تعداد ۱۰ نفر از اعضای پان ایرانیست برای عیادت بنده، به منزلم در کرج آمده بودند. از این ۱۰ نفر جوان، ۲ نفرشان از اهواز و ۸ نفر دیگر از تهران و کرج آمده بودند. بنده به تازگی از بیمارستان مرخص شده ام و دوستان برای عیادت آمده بودند. یک ساعتی از آمدن دوستان نگذشته بود که زنگ خانه را زدند و ۱۰ نفر وارد خانه شدند. از این ۱۰ نفر، ۷ نفرشان اونیفورم نیروی انتظامی بر تن داشتند و سه نفر دیگر لباس شخصی و از نیروهای وزارت اطلاعات بودند و بنده قبلا هم این سه نفر را دیده بودم و شناختمشان.

نیروهای انتظامی و اطلاعاتی، حکم را نشان دادند که اجازه دارند منزل بنده را بگردند، سپس شروع به بازرسی و تفتیش منزل بنده کردند، لپ تاپ و کیس کامپیوتر بنده به همراه دست نوشته هایم و مخصوصا نوشته هایی در خصوص کتابی که در مورد تاریخ پان ایرانیست در دست تحریر دارم، بعلاوه تعدادی از کتابهای کتابخانه ام و تعدادی پرچم شیر و خورشید که در منزل وجود داشت را جمع آوری کردند. حتی نشان فروهری که هدیه عزیزانم به من بود و در قابی قرار داشت را نیز برداشتند. به آنها عرض کردم که نشان فروهر که مشکلی ندارد، اما اعتنایی نکردند.

در نهایت هر ۱۰ نفر مهمان بنده را به همراه وسایلی که عرض کردم با خود بردند. بنده را هم می خواستند ببرند اما چون قادر به حرکت نیستم، منصرف شدند.

جوانان حزب پان ایرانیست را بلافاصله به کلانتری ناز(واقع در شهرک ناز کرج) منتقل نموده و اقدام به بازجویی از آنان کرده بودند. ساعتی بعد ۲ نفر از آنهارا آزاد کردند. فردای آن روز، ۵نفر دیگر را ازاد کردند و ۳ نفر باقیمانده را به بازداشتگاه امنیتی رجایی شهر منتقل نمودند.

برای این سه نفر در تاریخ ۶ آذر دادگاه تشکیل دادند. این دادگاه منجر به آزادی یک نفر دیگر از جوانان پان ایرانیست شد، اما متاسفانه هنوز ۲ نفر از آنان یعنی آقایان کلاشی و اکبری در بازداشتگاه امنیتی رجایی شهر نگهداری می شوند که قرار است امروز یعنی ۱۳ اذر دادگاهشان برگزار شود.



سوال: لطفا اسامی این ۱۰ نفر از اعضای پان ایرانیست را بفرمایید؟

رضا کرمانی: آقای حجت کلاشی، مسئول سازمان جوانان ما، آقای هومن اسکندری، آقای جاوید، حسین شهریاری، آقای ساراز، فرهاد باغبانی، مهدی نور، اوژن اکبری، کسری علاسوند، علیرضا سلیمانی.



سوال: این دادگاه ها در کجا برگزار می شوند؟

رضا کرمانی: دادگاه انقلاب کرج



سوال: اتهامات منتسب به این عده چه مواردی می باشد؟

رضا کرمانی: طبق رویه جاری در دستگاه قضا، به این عده هم “اقدام علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و “عضویت در حزب پان ایرانیست” تفهیم اتهام شده است. چیزی که ما از پایه و اساس رد می کنیم. اصولا جمع شدن این عده در منزل بنده، صرفا به جهت عیادت بوده و هیچگونه جنبه تشکیلاتی یا جلسه کاری و حزبی نبوده است.



سوال: علت اینگونه رفتارهای حاکمیت با پان ایرانیست ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

رضا کرمانی: برگزاری یک رفراندم آزاد را که در آن ملت ایران بتوانند آزادانه نظام مورد نظرشان را انتخاب کنند، پیشنهاد همیشگی حزب بوده است. از این رو، حاکمیت همواره با حزب پان ایرانیست و با پان ایرانیست ها در تضاد و تقابل بوده و همواره به سرکوب متوسل شده است.



سوال: آقای مهندس، با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادین، مخصوصا با کسالتی که داشتید، اگر حرفی در انتها دارید بفرمایید.

رضا کرمانی: با تشکر از شما، مجددا تاکید می کنم این دوستان و این جوانان برای عیادت به منزل بنده آمده بودند نه برای کار حزبی. آیا بنده این اجازه و اختیار را ندارم که با اینهمه کسالتی که دارم، پذیرای کسانی که برای عیادت به منزل من می آیند باشم؟

ما شدیدا به اتفاق پیش آمده اعتراض داریم، بعنی ما اجازه دید و بازدید و عیادت از یکدیگر را آنهم در منزل شخصی خودمان نداریم؟

ما خواهان آزادی فوری دو نفری هستیم که بدون هیچ جرمی در بازداشت به سر می برند.